سلام،
مدتی است که این سؤال را از خودم مي‌پرسم: نظرت راجع به اينترنت چيه؟ جواب: بستگي دارد كجاي اين كره خاكي -يا بهتر بگويم كره سيم‌پيچي- زندگي كنيد. چرا؟ چون اگر در كشورهاي پيشرفته‌اي مثل ژاپن یا آمريكا باشيد، آن‌وقت اينترنت يعني حلّال مشكلات، يعني اولين ابزاري كه براي پاسخ هرگونه سؤالي به آن مراجعه مي‌كنيم، ابزاري ضروري مثل آب و برق و تلفن، و البته ابزاري برای تفريح و سرگرمي.
اگر در جايي مثل چين هستيد، اينترنت يعني ميوه ممنوعه! يعني اخبار فيلتر شده و حقايق دستكاري شده، يعني اسلحه ديجيتالي دولت عليه ملت.
اگر در افغانستان هستيد، اينترنت مي‌تواند كعبه آمال باشد و در ايران هم که اينترنت يعني مايه اعصاب‌خوردي!

اما سؤال من كمي فراتر از اين مسائل است، سؤال من راجع به خودِ اينترنت است، نه برنامه‌ها و Applicationهايي كه از طريق اينترنت مي‌توانيم در اختيار داشته باشيم. این که اينترنتِ امروزي تفاوت خاصی با 5 سال پيش نكرده و دیگر هيجان‌انگیز نیست. حتماً قبول داريد كه در دنياي كنوني، 5 سال، زمان زيادي به حساب مي‌آيد؟

درست است كه در ايران هنوز هم اينترنتِ Dial-up به‌صورت فراگير استفاده مي‌شود، DSL چندان همگاني نيست و خبري از اينترنت Broadband يا Cable نمي‌شنويم، اما اين‌ها هم ديگر قديمي شده و چند سال است كه تغيير نكرده است.

پس چرا برخي از ما هنوز اين‌قدر نسبت به اينترنت هيجان‌زده هستيم و طوري راجع به آن صحبت مي‌كنيم كه انگار دنيايي غريب و ناشناخته و مرموز است؟ تا به حال شده از يك بچه 10 يا 15 ساله راجع به اينترنت بپرسيد؟ هيچ دقت كرده‌ايد كه اينترنت براي آنها چيزي شبيه تلويزيون و تلفن براي ما بزرگترهاست؟ آيا ما نسبت به تلويزيون هيجان‌زده هستيم و يا همان نگاهي را به آن داريم كه به اينترنت؟

YouTube، Flickr، Orkut و Facebook و ... خيلي جالب هستند، اما اينترنت جداي از اين برنامه‌هاست.، در ضمن این برنامه ها دائم تغییر می کنند و به سرعت از خاطرها فراموش می شوند، سذیع تر از فیلم ها و سریال های تلویزیونی.    حال دیگر رسانه اينترنت هم مثل رسانه تلويزيون شده؛ راكد، خسته‌كننده و با برنامه‌های تکراری. و البته تصور دنياي بدون اينترنت هم مانند دنياي بدون تلويزيون، غيرممكن است.

اینترنت فقط بستری برای انتقال اطلاعات است، و حال باز هم ذهن خلاق انسان‌هاست كه بايد بيافريند و نيروي تفكر است كه مي‌تواند آن را از ركود خارج سازد.  به اين فكر مي‌كردم كه نگاهِ متفاوت و غيرواقعي برخی از مسؤولين به اينترنت و محدوديت‌هاي اعمال شده به آن، چقدر از ذهن خلاق جامعه را مشغول گشودنِ راهي براي عبور از آن مي‌كند؟ و اينكه اين محدوديت‌ها-چه از نظر محتوا و چه محدوديت‌هاي فني مثل محدوديت سرعت- چقدر می تواند به درک مفهوم واقعی و اصلی اینترنت در جامعه کمک کرده یا آسیب برساند؟

و باز به اين فکر مي‌كردم که اينترنت مظهر تهاجم فرهنگ غرب نيست، بلكه ابزاري است براي انتقال فرهنگ و كسب آگاهي نسبت به دنياي پهناوري كه به لطف اين ابزار، به دنيايي كوچك و قابل دسترسي براي همگان تبديل شده است. ابزاري كه مي‌تواند با امكانات فراوانش شرايط عادلانه‌اي را براي حضور و رقابت همه افراد در دنيا فراهم كند، افرادي كه پيش از ظهور اينترنت هيچ‌گونه امكاني براي ارائه عقايد و ايده‌هاي خود نداشتند. اینترنت ابزاري است براي رفع محدوديت، نه اِعمالِ محدوديت.

امروزه اينترنت در بسياري از خانواده‌ها، جزو هزينه‌هاي جاري محسوب مي‌شود و اين يعني اينترنت نيز يك ابزار است؛ مثل برق و گاز. آیا مي‌توان به بهانه اينكه انرژي برق ممكن است جان افراد را بگيرد، برق منازل را قطع کرد؟ پاسخ روشن است؛ تنها راه، آموزش استفاده صحيح از اين ابزار از همان آغاز كودكي است.

همانطور که مي‌دانید، اين شماره از مجله اينترنت هم‌زمان با نمايشگاه مطبوعات منتشر شده است و همکارانم چشم به راه ديدار شما خوبان در غرفه اين مجله هستند. همچنین در نمایشگاه Elecomp-Telecom هم چشم انتظارتان خواهیم بود.

مشتاق خواندن نظرات شما هستم: orand@netmag.ir

 سربلند و پيروز باشيد

 

 

Internet Network Magazine, An illustrated magazine about the world of Internet.Copyright (c) 2005, Tehran, Iran.

Designed by : Hooman Emad